عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
92
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
او بود و در جان نظارهء او بود . اول مشاهده است ديدار دل ، پس آن قرب دل ، پس آن وجود دل ، پس آن معاينهء دل ، پس آن استيلاء قرب بر دل ، پس آن استهلاك دل در عيان و از وراء آن عبارت نتوان . ركبت بحار الحبّ جهلا بقدرها * و تلك بحار ليس يطفوا غريقها ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ ، ما يجدد لهم شرعا و ما يرسل اليهم رسولا الا اعرضوا عن تأمّل برهانه و قابلوه بالتكذيب و لو انهم امعنوا النظر فى آياتهم لاتّضح لهم صدقهم ، و لكن المقسوم لهم من الخذلان فى سابق الحكم ، يمنعهم من الايمان و التصديق . اگر كافران نظر كردندى درين آيات ، و در ايات قدرت و دلائل نبوت و لطائف حكمت كه رب العزة در آسمان و زمين پيدا كرده و پيغامبران را بدان فرستاده ، صدق انبيا بر ايشان ظاهر گشتى و از راه خلاف و گمان برخاستندى ، لكن چه سود كه حكم ازلى و نبايست الهى راه نظر بايشان فروبست تا بيكبارگى اعراض كردند و پيغام رسانان را دروغزن گرفتند و پيغام بدروغ داشتند ، از آن كه سزاى درگاه نبودند و شايستگى وصال نداشتند . پير طريقت گفت : در روى زمين نبايستهتر از او نيست كه پندارد كه بايسته است و ناپاكتر ازو نيست كه پندارد كه شسته است . دو چيز مىدربايد : نيازى از تو و ياريى ازو . نيازمند را ردّ نيست و در پس ديوار نياز مگر نيست . عزيز اوست كه بداغ اوست ، و بر راه اوست كه با چراغ اوست . أَ وَ لَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنْبَتْنا فِيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ چند كه ما رويانيديم درين زمين از انواع نبات و فنون رياحين ، گل نسرين و بنفشه و ياسمين ، ميوههاى الوان با طعمهاى مختلف شكوفههاى رنگارنگ و بلگهاى گوناگون آن همه نشان